سپس به درخواست گرارد فان فورنه‌، كه فلتهم اميدوار بود مقام كشيشي او را به‌دست آورد، به نوشتن بخش پنجم كتاب پرداخت‌. بخش پنجم (28000 بيت‌) در 8 باب است و مربوط به‌ رويدادهاي سال‌هاي 1248 تا 1316؛ و طبعاً به‌خاطر اواخر آن يعني سده‌ٴ چهاردهم حايز اهميت است‌، زيرا موٴلف داراي اطلاعات دست اول بوده است‌. براي بخش‌هاي پيشين موٴلف به‌ مآخذ ديگر و بيشتر مآخذ لاتيني متكي است‌.
او كتاب مرلين مايرلانت را ازبيت 10409 از روي يك داستان فرانسوي به‌نام كتاب آرتوس‌ شاه در سال 1326 (يا مي‌شود خواند 1306؟) تكميل كرد. او پس از بيماري شديدش در سال‌1316مدتي نابينا شد؛ آن‌گاه قسم خورد كه اگر شفا يابد اشعاري در مدح مريم عَـذرا بسرايد؛ او شفا يافت و اشعاري نوشت‌. يك منظومه‌ٴ ديگر هم دارد كه مربوط به يكي از ماجراهاي لانسلوت‌ است و ظاهراً پيش از سال 1315 سروده شده‌. احتمال دارد بيشتر فعاليت شعري‌اش مقدم بر سال‌1315باشد، جز شعر مريم (1316)؛ بنابراين تاريخ منظومه‌ٴ مرلين بايد 1306 باشد نه 1326.
برگرديم به تاريخ كه بيشتر مربوط است به انگلستان‌، فروبومان و امپراتوري و از آن رو بسيار جالب است كه يك ناظر مقيم لوون از بسياري جهات بيش از ساكنان پايتخت‌هاي بزرگ‌ مي‌توانست بي‌طرف باشد. مهم‌ترين گزارش كتاب شرح جنگ مهميزهاي زرين است كه در آن‌ سواره نظام فرانسه به‌دست پيادگان فلاندري در 11 ژوئيه‌ٴ 1302 در نزديك كورتري در هم‌ شكسته است‌.

يـان فان بوئنـدال‌

يان فان بوئندال‌،1 شاعر تعليمي و مورخ فلاندري (حدود 1280 ـ 1365).
او درحدود سال 1280 در بوئندال‌، تروورِن‌، نزديك بروكسل زاده شد. در اوايل قرن در آنتورپ اقامت گزيد و تا هنگام مرگش در سال 1365 منشي انجمن شهر بود. بوئندال شديداً تحت تأثير مايرلانت (سيزدهم ـ 2)، قرار گرفت و مانند او اشعار تعليمي مختلفي راجع به تاريخ‌، فلسفه‌، سياست‌، اخلاق و غيره به زبان فلاندري نوشت‌.
پيش از سال 1312 نوشتن تاريخ منظوم را آغاز كرد، كه پس از وقفه‌هاي متعددي‌، سرانجام‌ در سال 1350 به پايان رسيد. اين كتاب با عنوان تاريخ برابان در 5 باب (318،16 بيت‌) تا سال‌1350است‌. بعدها موٴلف ناشناسي در دو كتاب دنباله‌ٴ حوادث را تا سال 1432 و 1440 تأليف‌ كرده (كل اثر در 46486 بيت‌).
يان در حد امكان كوشيد افسانه‌ها را حذف كند و تاريخي واقعي بنويسد و بيشتر روي‌ وقايعي تأكيد كرد كه درباره‌شان اطلاعات دست اول داشت‌؛ هدف اصلي او نوشتن ((شجره‌نامه‌ٴ


Jan de Clerc, Jan de Klerk, Jan Boendaele, Jan van Boendale .1